از گزاره این‌که فرد دیدگاه­های مختلف را به جهت حل یک مسأله با به کارگیری حوزه ابتکاری در ارائه و طرح موضوع آن به دست می­آورد. انسانی که از شروع کودکی هرگز مجال ارائه حیث و فکر نیافته هست و همواره آیتم سرکوب قرار گرفته، در سنین فراتر انگیزهای برای تفکر نداشته در خود استقلالی نمیبیند و خود را وابسته به دیگران مییابد. او گریه می کرد و می گفت: من که طعام نخواستم؛ من پدرم را می خواهم. شاید جانسوزترین ساعت حادثه عاشورا، لحظه ای می باشد که امام فریاد بر می آورد: «هَل من ذاب یذب عن بقاع رسول الله ؛ آیا کسی هست که از بقعه رسول آفریدگار دفاع کند؟ عیب جویی مقدمهای برای استهزاء و سرزنش دیگران میباشد که از مصادیق تحقیر به شمار می­روند. آنچه این فعالیت را منفورتر میسازد، پیامدهای نامطلوب آن به ویژه در راستا یاد دادن و تربیت است. بلکه در هر جهت تلاش در وصال به خودکفائی و استقلال و روی پای خود ایستادن دارد. بخش اعظمی از کودکان به خاطر نامساعد بودن محیط خانوادگی و سرکوب دائم بوسیله پدر و مادر هیچوقت زمینهای برای شکوفائی استعدادهای خود نمییابند و از این رو شاید تا آخرعمر نیز نبوغ آن ها همچنان مجهول باقیمانده و هرگز از قوه به فعل درنیاید. گهگاه وقت ها پدر و مادر احساس می نمایند فرزندانشان یک ضعف شخصیتی ذاتی یا یک خصلت پست دارد. چنانچه پدر و مادر فرزندان خویش را بیش از حدّ سرزنش و توبیخ و تحقیر کنند، این نوباوه در گیر احساسات حقارت و ذلت و رنجهای روانی خواهد شد و خویش را موجودی پست و بیارزش و بی عرضه خواهد پنداشت و کرامت و عزت نفس خود را از دست خواهد اعطا کرد و این احساس سرآغاز سقوط و انحطاط آنهاست. در سن چهار سالگی نیز باید قادر باشند پیاله ها، قاشق ها و دستمال سفره ها را بر روی میز بچینند، حوله ها را تا کنند، گردگیری کنند، در تر و تمیز کردن رختخواب خویش امداد کنند، شیر بریزند و حساس یک جاروی ریز زمین را جارو کنند. وقتی که شما این نوشته را دوست داشتید، مایل به دیتاها بیشتری در ارتباط اهمیت درباره اطفال وب سایت خود باشید.

ایندکسر